گروه فرهنگی «سراج24»- شاید صبح روز 26 خرداد ماه کسی تصور نمی کرد در بعد از ظهر آن روز کاری گرم ماه رمضان، شهر تهران شاهد حماسه ای بی نظیر و تکان دهنده باشد.
270 شهید تازه تفحص شده که در میان آنها شهدای غواص و خط شکن نیز بودند، چهار ساعت در میان جمع صدها هزار نفری مردم روزه دار تهران، از مسیری که طی آن در حالت عادی 10 دقیقه زمان می برد عبور کردند تا برای همگان یک شگفتی رقم بخورد.
این حماسه آنقدر عظیم بود که رهبر معظم انقلاب اسلامی، در پیامی این حضور عظیم مردم را "پرمضمون" و "یکی از به یاد ماندنی ترین حوادث انقلاب" و "تروثی عظیم که متعلق به حضرت بقیه الله" است، دانسته و در تعابیری تکان دهنده و بلند فرمودند: «صلوات و سلام خدا بر شهیدان عزیز که مشعل توحید را با ایثار خود برفراز میهن اسلامی برافروختند، و صلوات و تحیّات خدا بر شهیدان مظلوم غوّاص که با ظهور و حضور خود، این فروغ خاموش نشدنی را مدد رساندند و پرچم یادهای عزیز و گرانبها و ذخیرههای معنوی ملّت را با شکوهی هر چه تمامتر در کشور برافراشتند.»

این تشییع عظیم که با روزهای سیاسی حساسی در کشور همراه بود به قدری دارای اهمیت بود که معظم له در این پیام نیز به آن اشاره داشته و فرمودند: « سپاس بیپایان پروردگار حکیم و مهربان را که در لحظههای نیازِ این ملّتِ خداجوی و خداباور، بشارتهای تردیدناپذیر را بر دلهای بیدار نازل میفرماید و غبارها را میزداید. و سلام بر شما ملّت بزرگ، وفادار، آگاه، مسئولیّتپذیر که خطاب لطیف الهی را به درستی میشناسید و مینیوشید و پاسخ میگویید.»
همه اینها نشان دهنده اهمیت و تاثیرگذاری رویدادی بود که دو ماه پیش در چنین روزی پایتخت شاهد آن بود. نزدیک به 30 سال از شهادت کسانی که تشییع شدند می گذشت، هجمه های رسانه ای و تبلیغات همگی به گونه ای بود که گویا مردم آن دوران را فراموش کرده اند و دیگر اهمیتی به فرهنگی که سالیان دفاع مقدس در کشور جاری و ساری بود نمی دهند اما چیزی که روی داد تمامی این تحلیل ها را به کلی بر باد داد.

این مساله شاید در دید نخست عادی و یا جای خوشحالی کوچکی داشته باشد اما در باطن خود نمایانگر یک باورمندی عمیق فرهنگی است که می توان روی آن حساب و برایش کار کرد.
تشییع شهدای غواص و خط شکن نشان داد که مردم از شهدا و دفاع مقدس رویگردان و دلزده نیستند اما چرا باور خلاف آن لااقل در میان برخی از مسئولین و موثرین فرهنگی ایجاد شده است؟ پاسخ به این سوال شاید آن باشد که در اینجا خلط بحثی انجام داده ایم. عدم اقبال مردم به اقداماتمان در مورد دفاع مقدس را مترادف با بی اقبالی آنها به شهدا و دوران شکوهمند جنگ هشت ساله پنداشته ایم. آن چه در واقع روی داده آن است که مردم از شهدا دل نبریده اند فقط از کارهای تکراری و بی هنر ما خسته اند.
برنامه های فرهنگی تکراری، عدم خلاقیت و نوآوری و تولیدات کلیشه ای در هر زمینه ای انجام شود موجب دلسردی مردم خواهد شد و این ربطی به بی علاقگی عمومی به یک مساله خاص ندارد.
سالیان سال است که کنگره های بزرگداشت شهدا با برنامه های تکراری صورت می گیرد، بارها و بارها فیلمنامه های تکراری با بازی ها و کارگردانی های کلیشه ای و غالبا شعاری را به کار گرفته ایم اما توقع داریم که همیشه از سوی مردم حمایت شویم و مورد استقبال ده ها هزار نفری قرار گیریم! این خواسته طبیعتا نامعقول و نامقبول است، هر بار که به سمت طرحی نو رفته ایم دیده ایم که حمایت های مردمی از آن چشم گیر بوده است.
به عنوان مثال فروش خیره کننده کتب دفاع مقدس نظیر "دا"، "من زنده ام"، "پایی که جا ماند" و... که دارای نثری دلنشین و روایتی جذاب بوده اند بطلان عقیده هایمان را بارها به ما اثبات کرده است.

اقبال عظیم مردمی به فیلم "شیار 143" که نه از پروداکشن عظیم هالیوودی برخوردار بود و نه از سوپراستارهای خاصی بهره می گرفت اما به زیبایی روایتگر غم مادران شهدای گمنام و جاویدالاثر بود، به ما اثبات کرد که اگر سعی کنیم خلاقیت در کارهای هنری خویش به کار ببریم از سوی مردم نیز بی پاسخ نخواهیم ماند فقط نیاز است که کمی همت داشته باشیم.

26 خرداد فرصت و تلنگری دو باره به ما بود که می توانیم مشعل شهید و شهادت را با هنر خود بر افروخته نگاه داریم. دو ماه نیز از آن روز عجیب و به یاد ماندنی می گذرد؛ حماسه ای که خود قابلیت ثبت و ضبط و بازآفرینی هنری آن وجود دارد مبادا این سوژه را نیز از یاد ببریم و بهره لازم را از آن نبریم.



